مرتضى راوندى

287

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دشمن برسيد جمعيت پراكنده بود . « 151 » اعمال سفيهانه و رفتار دور از حزم و احتياط خوارزمشاه ، گفتار گيبون ، مورخ نامدار انگلستان ، را به خاطر مىآورد . « 152 » رنه گروسه « 153 » دربارهء چنگيز و پيروانش ، چنين داورى مىكند : تناقضى كه در تاريخ دورهء چنگيز خان مشاهده مىشود ، اين تضادى است كه بين چنگيز خان و عشيرهء او وجود دارد . چنگيز خان عنصرى است عاقل ، و مسلط بر نفس ، و مديرى است عاقل كه رفتار و كردار خود و اطرافيانش را با استوارترين مواعظ عقل سليم هماهنگ مىسازد . ملت او چنان است كه گويى تازه از ابتدائىترين مرحلهء وحشيگرى بيرون آمده و داراى حيوانيترين عكس العمل‌هاست ، و مىخواهد كه با توليد وحشت و رعب و ترس عمومى ، دشمن را به تسليم وادار نمايد . براى قوم مغول ، جان انسانى اصلا و مطلقا ارزشى ندارد ، و چون اساسا صحراگرد است ، بطور كلى نمىداند وضع زندگى شهرنشينان و مردم مقيم چگونه است ، و خان‌ومان چيست ، و اراضى مزروع چه مقامى نزد شهرنشينان دارد . خلاصه آنكه آنها فقط و فقط از زندگى بيابانگردى خود اطلاع دارند ، و جز آن ديگر از هرچه هست بيخبرند . حيرت و تعجب مورخ امروزى در واقع همانند حيرت و تعجب رشيد الدين و مؤلفان يوان چه است كه مىبينند خردمندى و كياست و حتى اعتدال در شخص رئيس مغولان ، بطور طبيعى ، با سبعيتهاى او ، كه محصول تربيت و عكس العملهاى ناشى از توارث و خشونتهاى اخلاقى محيط اوست ، مخلوط و ممزوج بوده است . « 154 » در اينكه چنگيز مردى عاقل ، و خويشتندار و مدير و كاردان بوده ، محل ترديد نيست ، ولى هرگز نمىتوان اين مرد شقى را چنان كه رنه گروسه پنداشته ، عنصرى دانست كه « رفتار و كردار خود و اطرافيانش را با استوارترين مواعظ عقل سليم و حق توأم مىسازد . » وى در مقام مقايسهء چنگيز با محمد خوارزمشاه ، مىگويد : « چنگيز خان مردى بود با طبيعتى متعادل ، محتاط ، سمج ، معتقد به نظم و ترتيب ؛ محمد خوارزمشاه ، مردى بود ماجرادوست ؛ گردنكش ، و سبك‌مغز ، با افكارى از هم گسسته و سازمانى بىنظم و ترتيب . او پس از شكستهايى كه به غوريه قراختائيان وارد كرده بود ، از غرور و كبر مملو و سرشار بود ، در نخستين شكست چنان روحيهء خود را از دست داد كه ديگر هيچ وسيله‌اى براى مقاومت نمى -

--> ( 151 ) . تاريخ گزيده ، پيشين ، ص 497 به بعد . ( 152 ) . انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، پيشين ، ص 343 . ( 153 ) . Rene Grousset ( 154 ) . امپراتورى صحرانوردان ، ترجمهء عبد الحسين ميكده ، ص 379 .